پارت ده :

- اون جارو!

با زمزمه ی جدید شهاب تو گوشم این بار کمتر از قبل، ولی بازم ترسیده و نگران برگشتم سمتش. یعنی انگار نه انگار که رسماً بهش گفته بودم برو خونه، همون‌جوری ایستاده بود پشت سرم و تکون نمی‌خورد.

- کجا رو؟

- اونجا، رو ستون!
...

در حال بارگذاری ادامه‌ی پارت هستیم. مشاهده ادامه‌ی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.

لطفا کمی صبر کنید ...

با تشکر از صبر و شکیبایی شما

کپی شد!